اول نوشت:
کم کم دارم جا میفتم
کم کمک اینجا رو دوس دارم
محیط آروم و دلنشینی داره
اسباب کشی تموم شد(به جز آرشیو)منظورم اینه که تونستم دل تینا رو به اینجا بیارم و پابندش کنم
کم کم میخوام اینجا بنویسم
سلام سلام
خب این الان از اون وقتاس که بنده بسیار به خودم میبالم که اومدم اینجا!
چون وبلاگ های بلاگفا مجددا service unavailable !!!
الان معلومه من دارم پُز میدم؟اگه معلوم نبود هم خب الان معلوم شد دیگه!
امروز میخواستم یه دست نوشته رو که خیلی وقته نوشتمش،بزارم.اما الان که دیدم بلاگفا باز نمیشه، گفتم تینا!الان وقت شادی کردنه!
اونو فردا بزار!
اینجا یکی از خوبیاش اینه که سطل آشغال داره.یعنی اگه اشتباهی دستت بخوره و چیزی رو پاک کنی که نباید،راحت میتونی برش گردونی.دیگه اینکه بخش مدیریتش هم خیلی خوبه.فقط باید یاد بگیری چی به چیه.کجا به کجاس
یکی از سختیاش واسه من این بود که تاریخش میلادیه!خب خودم کنار اسم پست تاریخ میزنم!
دیگه اینکه کامنت خصوصی نداشت که کامنتارو تاییدی کردم.
وقتی کامنت میزارید بالاش مینویسه “در حال تعدیل” وقتی کامنت در چنین موقعیتیه،هیچکس به جز خودتون نمیبیندش.تا من بیام که اگه بالاش نوشته باشید “خصوصی” میزارم برای خودم بمونه و تایید نمیکنم و اگر نه تاییدش میکنم همه ببینن
لینکدونی رو هم تا یکی دو روز دیگه به کمک الهام خانوم روح پرتابل گوگل ریدریش میکنم.همینجا از بانو مریم هم خیلی ممنونم!خیلی کمکم کرد و اگه نبود نمیدونستم میخوام چیکار کنم!
لینکدونیم که درست بشه باید یه چند تا اسم هم بهش اضافه کنم
خلاصه اینکه حال ما خیلی خوب است!
الان که شما دارید توی سر وبلاگ های بلاگفا میزنید که چرا باز نمیشه ما داریم برای خودمون افاضات میفرماییم!
تا برنامه ی بعدی خدانگهدار!
پ.ن: حالا وبلاگاتون که باز نمیشه پاشید بیاید اینجا دور همی بهمون خوش میگذره!
بچه ها بیاید بیرون از بلاگفا!اولش سخته ولی ارزششو داره.هستن کسانی هم که کمک کنن تا جا بیفتین!منم در حد توانم هستم
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
راستی!دیروز دانشگاه شلوغ بود.یکی از بچه های سیاسی رو آزاد کرده بودن و دو سه نفر دیگه رو گرفته بودن.اینا جمع شده بودن که اعتراضشون رو نسبت به بازداشت دوستاشون نشون بدن.یه جمعیتی حدود 80-70 نفر میچرخیدن و شعار میدادن و بقیه هم دنباشون نظاره گر!حراست کاری به کارشون نداشت اما تمام مدت دنبالشون بود!یه خبری بودا!یکی از حراستیا داشت فیلم میگرفت اینا برگشتن طرفش به شعار دادن و هو کردن!
یه کم ایستادم و برگشتم خونه آخه هوا سرد بود و واقعا دیگه داشتم میلرزیدم!
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
مگه من نفهمم آدرسtinak رو کی برای خودش ثبت کرده!
هم توی پرشین بلاگ گرفتنش هم توی وردپرس!!!!
tinak یعنی من!یعنی تینا کاکاوند!
نکنه تینا کاکاوند دیگه ای هم وجود داره؟؟؟؟
به این میگن مردم آزاری!
اما موضوع اینه که من به این راحتیا آزاریده نمیشم!

از این پس به جای tinazi ،tinak میباشم
